تبليغاتX
آشنایی با برترین مرد جهان!






عجیب نیست، اگر خدا بخواهد. | چهارشنبه 1388/08/13 | 12:10 PM 

خداوند درمورد قائم ما سه امر را که درباره سه تن از پیامبران به اجرا درآورده عملی می سازد:

ولادت او را همچون ولادت موسی، غیبت او را چون غیبت عیسی و طول عمر وی را چون طول عمر نوح مقدر فرموده است...

امام صادق، علیه السلام

آن روز که برای نخستین بار داستان موسی، علیه السلام، را برایت خواندم، شگفت زده پرسیدی:

عجیب نیست؟ چگونه می شود بیست و چند هزار نوزاد را سر ببرند اما هیچیک موسای کلیم نباشد؟

گفتم: عجیب نیست، اگر خدا بخواهد.

وقتی حکایت عیسی، علیه السلام، را شنیدی، با تعجب گفتی:

- عجیب نیست؟ چگونه می شود عیسای مسیح زنده بماند اما هیچکس او را نیابد؟

گفتم: عجیب نیست، اگر خدا بخواهد.

آنگاه که ماجرای نوح، علیه السلام، را به آخر رساندیم، متحیرانه سؤال کردی:

- عجیب نیست؟ چگونه می شود نوح نبی عمری بدین درازی کند؟

گفتم: عجیب نیست، اگر خدا بخواهد.

فردای آن روز برایت حکایت دیگر گفتم.

گفتم: عجیب نیست حکایت مولایمان مهدی، علیه السلام، که صادق اهل بیت، علیه السلام، آن را چونان حکایت موسی و عیسی و نوح توصیف می کند؟

و تو به آسانی گفتی: برای آن کس که عزیزتر از موسی و عیسی و نوح باشد، عجیب نیست، اگر خدا بخواهد.

ای کبوتر دلم هوایی محبتت!

سینه ام، آشنای نعمت غم است

گر هزار کوه غم رسد، هنوز هم کم است

از درون سینه ام ناله های مرغ خسته ای به گوش می رسد.

بالهای زخمی ام، نیازمند مرهم است.

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

اسوه‌ي صبر، مهدي (ع) | چهارشنبه 1388/07/29 | 12:22 PM 

مادر را پشت در ديد و صبر كرد ... فرق شكافته‌ي پدر در محراب، جانش را سوزاند و صبر كرد ... گلوي حسين بوسيد و صبر كرد ... و تو نيز صبر  عمه (زينب) داري ...

۱۱۷۵ سال صبر كردي و من نيز از امروز صبور خواهم بود؛ چراكه اسوه‌اي چون تو را در مقابل بلايا دارم. 

هر چقدر قرآن را مي‌خوانم، باز مي‌فهمم كه نمي‌فهمم ...

امروز يك سوره از قرآن را به نيابت از مادرت نرجس خاتون خواهم خواند و ثوابش را به تو هديه مي‌كنم و باز هم انتظار مي‌كشم كه بيايي و ناگفته‌هاي قرآن را بازگويي.


طلوع مي‌كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني

دوباره پلك دلم مي‌پرد، نشانه‌ي چيست؟
شنيده‌ام كه ميايد كسي به مهماني

تو اي خلاصه‌ي غم‌هاي مانده در دل من
بيا كه وا رهم اين بغض‌هاي زنداني

تو اي تمام رايحه‌ي نرگسان روي زمين
بيا كه اين غم هجرت، غميست طولاني

نديده چشم ترم روي چون ‌مَهَت محبوب
بيا كه آب دو چشمم يَميست طوفاني

شكوه نام تو جان مايه‌ي سخن‌هايم
بيا كه لال شوم زان جمال نوراني

سپيده مي‌زند از مشرق زمين هر روز
نفس شماره زند پس چرا نمي‌آيي؟

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

كاش مي‌شد ... | پنجشنبه 1388/07/23 | 3:34 PM 

کاش می شد که خدا
اجازه‌ي ظهورت می‌داد
کاش می‌شد
که در این دیار غربت
و میان موج غمها
به سکوت سرد و سنگین
رخصت خاتمه می‌داد
کاش می‌شد
جمعه‌ي ما
شاهد ابروی زیبای تو می‌شد
دیده‌ي نا قابل ما
فرش گیسوی تو می‌شد
کاش می‌شد
انتظار منتظر بپایان رسد
و هوا میزبان یاسها و نسترنها
خاک پای مهدی زهرا شود
کاش می‌شد
تو هم از انتظار خسته شوی و
برای فرج دعا کنی
کاش می‌شد ...

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

يك تمناي فراموش شده | جمعه 1388/07/17 | 6:54 PM 

و ما هر روز زندگی را با چندین هدف و مقصود آغاز می‌کنیم. از همان لحظه ای که خواب را بدرود می گوییم، در پی آنیم که چگونه به جزء جزء آمال و آرزو‌های خود در زندگی مادی دست یابیم. هر راهی را می آزماییم تا در یابیم که کدامین راه، آسان تر و سریع‌تر ما را به هدف و مقصود می‌رساند؛ البته راه نزدیک برای رسیدن به دنیای فراخ‌تر، به آسانی به چنگ نمی‌آید و گاهی ما انسان‌ها در پی این فراز و نشیب، عمرمان را بر سر شناخت راه از چاه می‌نهیم و به دنیای فراخِ برجِ عاج نشین‌ها نمی‌رسیم.

در زندگی مادی این گونه سعی و خطا در انتخاب راه، شاید کم ضرر باشد؛ اما انتخاب راه در زندگی معنوی به این نحو، هرگز عاقلانه نیست. آیا عاقلانه است که برای رسیدن به هدف خلقت، تمام راه‌های ممکن را بیازماییم؟ نه! این گونه نیست. خداوند آن هنگام که هدف آفرینش را بندگی خود قرار داد، راه رسیدن به آن را نیز آفرید؛ پس چاره‌ای نیست جز اینکه با خدا راز و نیاز کنیم و از او بپرسیم که چه راهی ما را به هدف خلقت نزدیک می‌کند؟

نماز، راهی است که خداوند ما را بدان امر نموده تا با او نیایش کنیم؛ او به کلاممان گوش فرا می‌دهد و اجابتمان کند. در هر روز بیش از یک میلیارد مسلمان، ده بار در نماز خود این جمله را تکرار می‌کنند: (اهدنا الصراط المستقيم) (ما را به راه راست هدايت کن)

اما چرا این همه تشتّت در میان مسلمانان راه یافته؟ آیا همه‌ی این راه‌ها صراط‌های مستقیم‌اند؟ البته که نه! ما صراط‌های مستقیم نداریم. «راه مستقیم» برای رسیدن به یک هدف معلوم بیش از یکی نیست و هر که غیر از این بگوید، نه از هندسه چیزی می‌داند و نه از دین؛ بگذریم...

درد این است:

از هم گسیختگی ملل اسلامی؛ تشتّت آرای مسلمانان؛ پراکندگی افکار و اعتقادات.

ما مسلمانان به جای اتحاد و هم دلی، به روی هم شمشیر می‌کشیم.

تا امروز، بسیاری دم از وحدت زده‌اند؛ سرود یکپارچگی سر داده اند؛ اما بیشتر این منادیان وحدت به بن بست خورده‌اند.

چرا؟
زیرا قرآن را از یاد برده‌اند و نماز را ضایع کرده‌اند.

نماز از صراط مستقیم می‌گوید که همه مسلمانان باید بر سر آن جمع شوند و قرآن از «حبل الله» می‌گوید که همه باید به آن چنگ زنند و متفرق نشوند.

(و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)

پس رمز وحدت این است:

حبل الله (ریسمان خداوند) و صراط مستقیم.

اما «صراط مستقیم» و «حبل الله» چیست؟

پیامبر و اهل بیت علیهم السلام فرموده‌اند: «و الله نحن الصراط المستقیم»

آل محمد علیم السلام، آن‌هایند ریسمان خداوند که مردمان مأمورند به آن چنگ زنند و متفرق نشوند.

آری! یگانه راه وحدت مسلمانان، چنگ زدن به دامان اهل‌بیت علیهم السلام است.

و ﴿اهدنا الصراط المستقيم) در خواستی از خداست که اگر مستجاب شود، وحدت مسلمانان محقق می‌شود.

پس چرا دعای این خیل مسلمانان در نماز مستجاب نمی‌شود؟

چرا به صراط مستقیم راه نمی‌یابند؟

شاید فراموش کرده‌اند که (اهدنا الصراط المستقيم) یک جمله‌ی خبری نیست؛ این آیه یک دعاست؛ یک تمنا است.

و تو خود بنگر، از میان این انبوه مسلمانان، کدام یک هر روز ده بار در نماز با التماس از خدا می‌خواهد که او را به راه مستقیم در آورد و خدا او را اجابت نمی‌کند؟!

آری اگر ما عظمت «صراط مستقیم» را درک کنیم، خواهیم دانست که چرا دست نشانده‌های شیطان بر قلب‌ها ـ و نه فقط زبان‌ها ـ قفل زده‌اند تا که شاید، قلب انسان‌ها از تمنای (اهدنا الصراط المستقيم) منصرف شود؛

چرا که این راه، همان راه آدم و نوح است؛

همان راه خلیل و موسی و عیسی و راه خاتم پیامبران علیهم السلام است.

آری این امیر مؤمنان علی علیه السلام است که صراط مستقیم خوانده شده،

و امروز این راه مستقیم همان حجت زمان، حضرت مهدی علیه السلام است.

اکنون، هر روز که به نماز می‌ایستیم، از سوره‌ی حمد عطر حضرت مهدی علیه السلام به مشاممان می‌رسد.

و کلمه‌ی صراط مستقیم، آن امام غایب، از نظر را بر ما تداعی می‌کند؛ پس بیایید اندکی درنگ کنیم و این بار و هر بار دیگر که به نماز می‌ایستیم، از عمق جان بخوانیم و بخواهیم که نه، تمنا کنیم: ﴿اهدنا الصراط المستقيم) و در هنگام این تمنا خوب به یاد داشته باشیم که صراط مستقیم همان امام زمان علیه السلام و تنها راه رستگاری است. 

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

روزم را با سلام بر تو آغاز ميكنم ... | یکشنبه 1388/07/12 | 1:32 AM 

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

چه شيرين است آن روز كه با سلام بر تو آغاز شود و با درود بر تو مختوم.

شايد امروز خوبتر باشد كه اولين كس كه او را سلام مي‌دهم او باشد و آخرين كسي كه با او سخن مي‌گويم هم او باشد.

بايد به طول روز خود بينديشم؛ به يقين امروز آنكه اولين سلام و آخرين سلام مرا پاسخ داد، بيشتر از هر روز بر احوالم نگران و ناظر بوده و مرا پشتيباني كرده. انشاءالله.

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

صدقه هفتاد بلا را دفع مي‌كند | سه شنبه 1388/07/07 | 4:16 PM 

صدقه هفتاد بلا را دفع مي‌كنداين جمله را بارها و بارها هم شنيده‌ام و هم خوانده‌ام.
چه زيباست اگر من اندكي در راه خدا بدهم و خدا هفتاد نوع بلا را از وجود مقدس تو اي امام مهربانم، دور كند. خدايا نگهبان امام ما باش.
اندك اندك صدقه دادن هر روز من، اگر بتواند هر روز سپري در برابر بلا براي حبيبم باشد؛ چه بخليم من كه آن را از او دريغ كنم.
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست ***** هر كجا هست، خدايا به سلامت دارش
كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: دل‌نوشته‌ها |

با تو سخن مي‌گويم ... | چهارشنبه 1388/07/01 | 11:56 AM 

اي امام من، مي‌خواهم با شما سخن بگويم از ناگفته‌هايي كه بر دلم سنگيني مي‌كند؛ دهان باز مي‌كنم و شما را مي‌خوانم.

اما شرمنده مي‌شوم و به سرعت دهانم را مي‌بندم. دهان و زبان را از خدا دارم.

اما آيا آنچه بايد مي‌كردم با آن كردم؟

آيا سخن بي‌ربط را فرو خوردم؟

خدايا من چه كردم؟!

تهمت، غيبت، به سخره‌گيري، بي‌احترامي، گزاف‌گويي، زخم زبان ...

چه گناهان بزرگي با اين نعمت بزرگ!

خدايا! مرا ببخش و زباني بي‌آلايش به من ده.

كه هيچ‌گاه از خواندن مولايم شرمنده نباشم.

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

عيد فطر مبارك | یکشنبه 1388/06/29 | 1:53 PM 

عيـد رمضــان آمـد و مـاه رمضــان رفت         صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم … اللهم عجل لولیک الفرج

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

امروز پنج‌شنبه است | پنجشنبه 1388/06/26 | 5:25 AM 

«امروز پنج‌شنبه است»شنيده‌ام كه در پايان دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها اعمال مرا به امام زمانم عرضه مي‌كنند و او با ديدن اعمال نيكم شاد مي‌شود و بر اعمال بدم مي‌گريد. امروز پنج‌شنبه است و من پر از بدي‌ام. واي بر من و غفلتم! بايد امروز را چنان باشم كه او بر عملم نگريد.
غريب قرباني غيبت!
اگر دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها كه آمد و رفت به حال من گريستي، امروز دعاي فرجت را مي‌خوانم تا بدي از وجودم برود و خوبي جاي آن بنشيند تا اندكي از گريه‌هاي غريبانه‌ات كاسته شود.
ببين كه براي آمدنت دعاي فرج را مي‌خوانم :اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّكَ الْفَرَج ... و يقين دارم كه تو نيز دعايم ميكني!
كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |

ختم قرآن از طرف تو اي برترين مرد جهان! | دوشنبه 1388/06/23 | 5:59 PM 

در كوچه‌هاي غيبت جامانده‌ام؛ كوچه‌ها را طي مي‌كنم يكي پس از ديگري ... كوچه و من تنها ... پدر را گم كرده‌ام ...

هراس، همنشين خانه دلم گشته. هر قدم را به اميد يافتن او برمي‌دارم؛ نمي‌دانم چرا سايه‌اش را بر سرم حس مي‌كنم؛ ولي خدايا هرچه مي‌نگرم هيچ كس نيست.

سايه‌اش هم بسان دست‌هايش پر مهر است اما دستانش كه بر سرم بنشيند چيز ديگري است. دلم تنگ است. من تنهايم ...

عزيز غريب تنهايم. يتيم غيبت مهدوي. مي‌دانم كه عطش حضور او و درد هجرانش تو را هم سوزانده و مي‌سوزاند.

               

شنيده‌ام كه روايت است خواندن سه باره‌ي سوره‌ي توحيد در يك روز  بسان خواندن كل قرآن است، امروز تصميم گرفته‌ام بعد از خواندن يكي از نمازهايم نايب او باشم و قرآن را ختم كنم.

بايد مراقب باشم نايب برترين مخلوق خدا بايد شايسته باشد.

خدايا مرا ياري كن ...

كاري از : اميرمهدي | + | موضوع: |